حتی سایه اش

شنبه 13 تیر 1388 05:39 ق.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: دل پاره ها ،

درختی را سراغ دارم که برای اندکی بیشتر ماندن

همه چیز خود را فروخت

حتی سایه اش

وبیچاره را دیروز دیدم

که هیزم شکنی فرتوت

آخرین بارهیزمش را بر می بست

هنوز چهره مغرور آن درخت در نگاهم مانده است که

همه چیزش را فروخت

حتی سایه اش

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 13 تیر 1388 05:46 ق.ظ

هم تشکر هم اعتذار

دوشنبه 8 تیر 1388 05:47 ب.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: افسانه ،

متاسفانه  به خاطر برخی مسائل که فکر کنم بیشتر جنبه فنی داشته باشد ، سایت میهن بلاگ در برخی از سرورها باز نمی شود.

همین مساله بروز آوری این وبلاگ را با تاخیر همراه ساخته است. از همه عزیزانی که در این مدت چشمانشان را مهمان دل تو دل کردند ،ممنونم. از مائده عزیز تا همسایه  مهربان.

 

قرار

 

باز

مثل همیشه

قرارمان بی قرار شد

تو خود خوب می دانستی

که  تنها

با تو بودن مرا زنده می دارد.

پس بمان که زنده بمان

قرار دل بی قرار من

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فردا

سه شنبه 2 تیر 1388 05:54 ب.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: همسایه ،

آنگاه که تنها طلوعی

به دیدار دوباره تو نمانده است

این  آخرین شب نبودنت

یلدای ندیدن تو شده است

فردا

رویشی بر گره خوردن چشمانمان است

تا فـــــــــــــــــردا

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فرصت برابر

شنبه 30 خرداد 1388 04:48 ب.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: همسایه ،

وقتی در برابر چشمانت می نشینم

انگار زبانم را قفل می کنند

دیگر حتی

برایم  تک واژه ها

آرزویند

هرشب برای دیدنت

لحظه ها را شمردم و اکنون

بازدر برابر چشمان معصوم تو

سکوت را تمرین می کنم

کاش فرصت هایمان برابر نبود

تو حرف می زدی

و من مشتاقانه تو را با نگاهم

تا ابد

می دزدیدم

کاش

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بمان تا بمانم

چهارشنبه 27 خرداد 1388 11:05 ب.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: افسانه ،

روزی برایم از شعاری گفتی که تمام شعور بود

بمان تا بمانم

و من اکنون سال هاست

به قول دیرین خود مانده ام

کاش تو لختی از خود می پرسیدی

بمان تا بمانم

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پاک کردن صورت مسئله

شنبه 23 خرداد 1388 05:52 ق.ظ

نویسنده : صدرا

دانش آموزی در کلاس درس

از معلمی پرسید

چگونه می توان راست گفت

در حالیکه گوش های محبوبت

دروغ بشنوند

معلم نگاهی سر د به او کردو گفت :

ببین فرزندم

آخه عزیزم

بچه جون این سوالا

و ناگهان

با خشم خود

صورت مسئله را پاک نمود

راستی

می توان راست گفت

و گوشی آنرا دروغ بشنود

 

می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

هوس

دوشنبه 18 خرداد 1388 11:47 ب.ظ

نویسنده : صدرا
ارسال شده در: دل نوشته های یک دوست ،

من خسته ام از کمی تو را کم دیدن


از فقر حضور تو به غم غلطیدن


باور کن اگر دمی نباشی سخت است


بر شادترین لحظه خوش خندیدن


شب خواب اگرچه می برد چشمم را


دارم هوس تو را به خوابم دیدن




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 127 1 2 3 4 5 6 7 ...